تبليغاتX
سین مثل سیب
سین مثل سیب
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387
رؤیای خیس ...  

به نام عشق

ثانیه ها ، دقایق ، ساعت ها ، روزها ، ماهها و سالها یکی پس از دیگری می آیند و می گذرند و در این گذر ما هم خواسته و ناخواسته در جادۀ پر پیچ و خم زندگی در پی آنها روانیم . یکی تند اما خسته آن یکی آهسته و پی در پی و پیوسته . گاهی وقتها از خودم می پرسم : من هم مانند بقیه در حال طی کردن این مسیر هستم اما آیا می دانم مقصد کجاست ؟ در کدام نقطه از این جاده در حال حرکتم تا کی باید رفت و چقدر راه باقی است ؟

احساس می کنم برای پیدا کردن جواب باید درنگ کرد .  گاهی وقتها برای رسیدن باید نرفت . باید ایستاد ، هدف ، موقعیت و مسیر اصلی را پیدا کرد . چون در این وادی ، انسان ناآگاه ، سوار بر مرکب سرگردانی همچنان می تازد اما به ناکجا آباد . پس اینجا ایستادن برای یافتن هدف و خود شناسی جایز است .

آنطرف تر پشت گندمزار عشق جای خوبی است برای اندیشیدن . می گویند  آنجا عاشقی خوش می زند بر تار عشق و نوای ساز عاشقی است که می تواند انسان را همچنان هوشیار و بیدار نگه دارد و اجازه ندهد خستگی راه او را از پای در آورد . جایی بهتر از آنجا برای فکر کردن پیدا نمی شود .

وای خدای من چقدر دیدن انسانهای عاشق از اینجا لذت بخش است . چه جاده طولانی و پر پیچ و خمی است . اما سرانجام این جاده چیست ؟ می گویند اخر این جاده ختم می شود به تمام خوبی ها و احساسهای پاک . این راه کسانی است که می خواند هست باشند می خواهند ارامش ابدیت و نعمت واقعی را نصیب خود سازند . جایی است که رحیمیت خدا قیامتی دیگر به پا کرده . جایی است که دلهای شکسته به قیمت بسیار بالایی خریداری می شود  . آنجا جایی است که خدا حضور دارد . خدایی که محبوب دلهای خسته است و سخنش سخن دلنشین عشق است که :

   از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر                یادگاری که در این گنبد دوار بماند

طی کردن این راه آنقدر ارزش دارد که انسانهای عاشق حاضرند ناهمواریها و ناملایمات را به جان و دل بخرند تا به نهایت کمال مطلق برسند . اری این راه همان صراط الذین انعمت علیهم است . باید بروم اما با پای دل . نباید درنگ کنم . اکنون که فهمیدم هدف چیست درنگ بیش از این جایز نیست باید رفت تا اوج کمال . باید رفت تا ماند باید رفت تا در خدا محو شد و هستی را از آن خود کرد . باید رفت تا از قافله عشاق عقب نماند .

روز نخست که دم رندی زدیم و عشق   

شرط آن بود که جز ره این شیوه نسپریم

پس خدای من مرا یاری کن تا در طی این مسیر وجودم را از عشق تو لبریز و خود را غرق تو سازم و دل دردمندم را مأمن تو و با یاد تو زنده کنم که ارامش ابدی است . محبوب من ، اگر غیر تویی در دلم راه یابد بواسطه تو و به بهانه دوست داشتن تو باشد . معبود من وجودم را مالامال از مهر و محبت به بندگان صالح خود گردان و به اعضاء و جوارحم نیرو ده تا در راه تو قدم بردارم  خدایا به من توفیق ده تا تو را بگزینم که :  

          اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست          

حرامم باد اگر من جــان به جای دوست بگزینم .